|
R U With We?
عاشق اون لحظه اي هستم كه منو با دوست دختر جديدم توي سينما ميبيني و سریع سرتو ميدزدي و رو به رفقات ميگي: هي بچه ها...ببخشيد..ولي گمون كنم من اين فيلمو قبلاً ديدم روابط عاشقانه را بايد با يك احتياط و ظرافت خاصي كليد زد،كه اگر فردا بناي ناسازگاري گذاشته شد و طرف پرید! با لرزش صدای كمتري بتوان در يك جمع دوستانه اظهار كرد كه: "به تخ.م.م !"! بي دردسرترينشان خودم بودم...با اين همه سر و صدا و هارت و پورت..قالم كه ميگذاشتند كوچكترين اعتراضي نميكردم...فقط يك ذره ميرفتم توي فكر..! Permanent Link | Comments (1)
die...
مردن یک جور خواب است مثل اینکه چشمهایت را بگذاری روی هم آبت را بخوری همینجور که داری فیلم تکراریت را می بینی بروی به درک مردن هم مثل خواب است. قسمت بدش وقتی است که کابوسهای آدم شروع می شود. و اگر کابوسی نبیند مثل یک ریست می ماند شب و صبح آدم را به هم می چسباند... Permanent Link | Comments (0)
..B3 LaTe..
همه اش ۳ دقیقه و ۱۷ ثانیه..!!! ولي كه ديگر چه سود؟ Permanent Link | Comments (2)
Mmmm....
هل !!! و يك دفعه همه جاي دنيا ميشود غربت Permanent Link | Comments (1)
روزگار غریبیست عباس آقا...
آرام و بعد يك روز ببيني اين اويي كه برايت بت شده ، در خلوت خودش گاه خسته مي شود ، دلتنگ مي شود ، كلافه مي شود ... ولي با همه اين ها آنقدر برايت بزرگ شده باشد كه فكر كني حتي اگر فشارها فراي تحمل او شود ، نمي شكند ، فرو نميريزد ... و باور داشته باشي كه او چيزي فراي اين آدم هاي زميني است ... Permanent Link | Comments (1)
..!دنیا منهای من
به جز در موارد خاص که شرایط ایجاب میکند مهندس شفیعی بشود همان حسن سی.جی! و خانم دکتر برخورداری همان زری قالپاق سابق...در بقیه اوقات میشود به عنوان قشر تحصیل کرده و های کلاس و اتوکشیده رویشان حساب کرد و از دور حسرتشان را خورد!!! داشتی میرفتی...خداحافظی هم کردی..نتوانستم بگویم:"صبر کن!.." Permanent Link | Comments (0)
..!دنیا منهای من
به جز در موارد خاص که شرایط ایجاب میکند مهندس شفیعی بشود همان حسن سی.جی! و خانم دکتر برخورداری همان زری قالپاق سابق...در بقیه اوقات میشود به عنوان قشر تحصیل کرده و های کلاس و اتوکشیده رویشان حساب کرد و از دور حسرتشان را خورد!!! داشتی میرفتی...خداحافظی هم کردی..نتوانستم بگویم:"صبر کن!.." Permanent Link | Comments (0)
تفاوت داریم من و تو...
وقتی که من در صف اتوبوس چلانده میشوم و تو آفتاب گیر بی.ام.دابلیو ات را من باب گریز از نور آفتاب پایین میدهی.. تفاوت تفاوت تفاوت متفاوتیم تفاوت داریم من و تو..وقتی که رقم اعشار حساب بانکی ات هنگام تلفظ توی دهنم سنگینی میکند! متفاوتیم باور کن که متفاوتیم من و تو... وقتی که باور کن ...متفاوتیم من و تو... Permanent Link | Comments (5)
گاهی آدم گم می شود...
الان خواستم بگویم توی آن لیستی هستی که یک روز می کشمشان!!! تنهایی خوش است دلم برایت تنگ نمی شود سنجاقک زیبا Permanent Link | Comments (1)
بازنده!!!
رابطه Permanent Link | Comments (4)
...
هركسي اول
آشنايي با يه نفر سعي مي كنه خودش رو خوب و دوست داشتني و به به و اينا نشون بده ، بنده هم مِن باب همين موضوع وقتي طرف ازم ميپرسه " تو در كل چه جوري هستي ؟! " ميگم " من خيلي آدم مزخرفي ام " !!! Permanent Link | Comments (2)
هیچ
... خيلي دوست دارم حرفاتون را باور كنم ! اما مشكل اينجاست كه ، تا يه چيزي را با چشم خودم نبينم و با گوش خودم نشنوم نميتونم قبولش كنم ... ! نه چيزي براي ديدن هست و نه شنيدن ؛ " اينجا " سكون و سكوت مطلق حكم فرماست ... گويند كه ، روز اولي كه رفتم مدرسه ، گلي كه دادن دستم تا بدم به معلممون را اينقدر رو زمين كشيدم كه به جز ساقه چيزي ازش نمونده ... علاقه و شوق و ذوق من به درس و مدرسه از همون موقع مشهود بوده Permanent Link | Comments (2)
ملالی نیست...حتی دوری تو !!!
_ بعد از فال قهوه و ورق و تاس و چايي و هزار جور چيز مسخره ديگه ... حالا باره فال گرفتن تفال ميزنن به ديوان مريم حيدرزاده !!!!!شعور هم به خدا خوب چيزيه ...دلم بيشتر باره خواجه سوخت !به جاي فاتحه چي ميخونن يعني ؟!!! Permanent Link | Comments (1)
...Even though I don' really know you
من را اگر یک روز مجبور کنند برای بییندگان عزیز ، خاطره ای ، چیزی از دوران دوستی خودم و خودت تعریف کنم ، چاره ای ندارم جز این که زل بزنم به دوربین و یک طوری که نه سیخ بسوزد و نه کباب بگویم : تابستان هم یخ ما دو تا را آب نکرد... Permanent Link | Comments (1)
a striped blouse
پسر: پدر اين چی بود که من خوردم؟ پدر : عزيزم اين يک ماهی بود پسر: عجب غذای ليز و لذيذی بود _برای گروه سنی (الف) و (ب)هه هه Permanent Link | Comments (0)
a striped blouse
پسر: پدر اين چی بود که من خوردم؟ پدر : عزيزم اين يک ماهی بود پسر: عجب غذای ليز و لذيذی بود _برای گروه سنی (الف) و (ب)هه هه Permanent Link | Comments (0)
...
کمی الان عکست را دیدم اتفاقی روی کامپیوترم و لبته پاکش هم کردم بعدش ...خوشگل هستی یعنی بودی اما من دیگر دلم برای کسی تنگ نمی شود. Permanent Link | Comments (1)
UnBeArAbLe
اندوه ، Permanent Link | Comments (1)
NoThInG
باز كلمه كم آورده ام ، Permanent Link | Comments (2)
نامه
جناب آقاي خدا ! ميداني ، اشتباه مي كنم كه ميگويم " اين روزا بارت غريبه شدم " ؛ از همان اول هم غريبه بودم ، هيچ وقت آشنا نشدم... Permanent Link | Comments (0)
Permanent Link | Comments (0)
نامه
جناب آقاي خدا ! Permanent Link | Comments (2)
...
" دوست داشتن " هم تاريخ انقضا دارد ؟! ... تمام شد ! * هر چند هزار و يك راه براي تمديد شدنش سراغ دارم ... + ميدوني اين روزا چي عجيب مي چسبه ؟ اين كه تو خيالبافي هاي هميشگيم رو به روي تو بايستم و هرچي از دهنم در مياد نثارت كنم ... * هر چند تو همين خيال احمقانه هم پشيمون ميشم و ميام عذرخواهي ... پ.ن1 : بزرگي خدا به خداييش نيست ... اينو ميفهمي آقاي خدا ؟! Permanent Link | Comments (1)
...
جای دیگری نمانده هیچ چیزی به فکرم نمی رسد هیچ دلیلی ندارد هم شرمنده ام کم آوردم تو خیلی مهربانی Permanent Link | Comments (2)
...
خندیدن به دنیا کار خوبی است. خدا می خواهد جهانش ترسناک و پیچیده به نظر بیاید. به دنیا بخندید. نگذارید تحقیرتان کند. می دانم که نمی توانید ولی به روی خودتان نیاورید لااقل. دنیا از صدای ضجه های ما آدمها لذت می برد. ولی اگر آن هم ممکن نبود یک جور ضجه بزنید که پرده های گوش خدا پاره شود. باور کنید این یک کار از دست آدم بر می آید... Permanent Link | Comments (3)
...
درد می کنم و من با سختی و با غمهای مربوط به بدبختی و طعم خیلی زجرآور شبیه تلخکامی پایدار پن وقتی بفهمد ادیسه هرگز بر نمی گردد و اینکه دنیایش از بوی تعفن زیر بغلهای نتراشیده خواستگاران پر خواهد بود مثل طعم چیز کیک مانده در هوای آزاد یا طعم گنجشک مانده در برف برف توی گلها گلی که اسب توی آن ریده باشد من با سختی و اینها حواست هست؟ سختی و اینها روزگار هم می گذرد ولی دلم هرگز خنک نخواهد شد حتی توی آفتاب تابستان Permanent Link | Comments (0)
...
زمانه به من یاد داده است که برای محبوب بودن باید بد بود برای بد بودن کافی است آدم به قدر کافی انسان باشد. برای انسان بودن کافی است کمی دروغ بگویی. برای دروغ گفتن نباید خودت را زیاد تحویل بگیری. کلا محبوب بودن ساده است. سخت این است که آدم دشمن مردم باشد. من که اهلش نیستم. دشمن های مردم حتی بعد مردن هم نمی توانند راحت توی قبر بخوابند... Permanent Link | Comments (2)
اگر بمیرم هم نمی گذارم تو حتی یک خواب بد ببینی
دقت کرده ای جدیدا توی خوابت مردی هست دونده تر از همه مردهای دنیا قویتر که تمام دیوها را می کشد و شب توی خرابه ها می خوابد و حتی وقتی اژدهای خیلی بزرگ خاکسترش می کند خوشحال است اشک چشمهایش را دیدی؟ اشک توی چشمهایش را دیدی؟ اگر بمیرم هم نمی گذارم تو حتی یک خواب بد ببینی Permanent Link | Comments (0)
...
گناه من فقط این بود که نخواستم مثل شما همه چیز رو فدای ترسم کنم !!! پ.ن:اونایی که میان کامنتای مزخرف هفتاد خطی رو واسه همه کپی پیست میکنن واقعا هدفشون چیه؟؟؟ Permanent Link | Comments (1)
...
گاهی Permanent Link | Comments (0)
کرم
داستان درباره یک کرمی که همه چیز را اندازه می گرفت و می رفت. و همه حیوانها با او مهربان بودند و خودشان را با او اندازه می زدند. و هیچ جای کتاب ننوشته بود که آن کرم هیچ وقت درباره خودش هیچ چیز نفهمید و هیچ وقت ننوشتند که گاهی شبها گریه می کرد چون نمی دانست به کجا باید رفت. این چیزهای غمگین را خیلی ها نمی بینند. خوش به حالشان که این قسمتهای ذهنشان بسته است. Permanent Link | Comments (0)
mmm...
تا دیروز حالم به هم می خورد از آن لبخندهای مسخره ات که مثلاْ گویای رضایت و خوشنودی ات بود از برخورهایمان... دیشب خوابت را دیدم..سر یک میز نشسته بودیم،مثل همیشه...اما دیگر از آن بعد خودم را دیدم که بلند شدم و یکی از آن لیوان های آبجو خوری را به همینجا که رسیدم از خواب پریدم..نفس نفس میزدم و خیس عرق بودم.. تازه فهمیدم که چقدر آن لبخندهای ساختگیه مسخره ات را دوست دارم!!!.... Permanent Link | Comments (2)
...
من نمی دونم چرا آدما همش دنبال اثبات بدی های همدیگه هستن!!!....خب اگه اینقدر بده...پس چرا اینقدر برات مهمه؟؟؟ Permanent Link | Comments (0)
GlOrY
خداوندگار ِ دنياي كوچك ِ من ، مرد بزرگي است ؛ با قلبي بزرگ تر ، كه لحظه اي تاب ديدن اشك هاي مرا ندارد ... دستانت را دوست می دارم پدر!!! Permanent Link | Comments (0)
...
من....خیلی...حسودم!!!...دیر اگر کنی و باران ببارد و تو نباشی....واویلا به من...!!!...هیچی بابا....هیچی....هـ یـ چ Permanent Link | Comments (0)
AlLeViAtE
دلـــ ــگير نباش ؛ چه جاي اندوه ؟! كه ما تاوان تمامي [ دوستت دارم ] هاي عالم را پس مي دهيم ... ! من از اين ون ها متنفرم در حد چي ، هي تو خيابون با دوستام دعوا داريم سر اينكه با اينا بريم ، خب زشته آقا ، هي آدم بايد بخزه بره توش ، بخزه بياد بيرون ، چه كاريه اين ؟! تازه دوبار هم بيشتر سوار نشدم ، يك بارش اولش بود ميخواستم امتحان كنم ! - كلا جمع كنند اين ها را از سطح شهر ، خوبيت نداره كه!!! حس مي كنيد من چقده لوس شدم جديدا ؟!Permanent Link | Comments (1)
FuRtHeR ThAn EtErNiTy
تو كه باشي ، دنيا به چه كار من مي آيد ؟! ؛ خيال تو راه بر تمامي دغدغه هاي بود و نبود دنيا مي بندد ! بعد از بازي اسپانيا و آلمان دوربين زوم كرده روي بالاك كه با اون جناب پدر بزرگ : اه ، انقدر آب كرد تو قــــُــپـــِــش ريخت زمين همه جا را به گند گرفت !!! نميدونم قضيه چيه ها ، ولي تو اين جاهايي مثل twitter و orkut ( افسرده شدم الان ! ) ! آقاي خدا من به شما گفتم توي اين روزهاي داغ رضاخان را بر ما نازل بفرماييد ، شما گفتيد نه ! ، ديگر يك " به جهنم ! " گفتن ِ من انقدر مهم بود كه به جايش آقاي امنيت اجتماعي را فراوان كرديد ؟! Permanent Link | Comments (0)
نمی دونم
احساس میکنم که توی یه کیسه ی پلاستیکی نشستم...هر نفسی که میکشم یه نفس به مرگ نزدیکترم می کنه!!!Permanent Link | Comments (0)
SLeeP
خيالت پشت پلك هايم پنهان شده ؛ چشمانم را كه مي بندم تو آغاز ميشوي ... Permanent Link | Comments (0)
سایه
اين روزها ... من و دل ََ م ، زير سايه تك درخت حياط پشتي ، فارغ از هياهوي دنياي بيرون ، از آن حجم بزرگ احساس ، كه پشت قفسه هاي سينه مان ، ثانيه به ثانيه بزرگ تر مي شود ، حكايت مي كنيم ... به افتخار مامان كه هميشه و همه جا زيادي من را بزرگ مي كنه ، و فكر مي كنم بزرگ ترين مشكل بغرنج زندگيش منم ، و اين خيلي سخته كسي بتونه علاوه بر تحمل اخلاق هاي وحشتناك من دوستم هم داشته باشه ... Permanent Link | Comments (0)
...
بعد از آن شب ، تو توي خاطراتم جا ماندي و من ماندم و خيالت كه رهايم نمي كند ... و آن شب كه هيچ وقت تمام نشد ... Permanent Link | Comments (0)
MoIsT
مي خواهم بنويسم ، نمي توانم ! * كاش مي شد عمق اين خواستن و نتوانستن را نشان داد ، توي اين سال هاي وبلاگ نويسي اولين بار است كه چنين عجزي را تجربه مي كنم ، كلافه ام ... نميدانم ، شايد بايد قلم را زمين گذاشت گاهي ... با اينكه معتقدم مزخرف ترين و مسخره ترين و احمقانه ترين اختراع تاريخ بشر فوتبال بوده ، اعتراف مي كنم از مَن يونايتد به هيچ وجه نمي شود گذشت !!! Permanent Link | Comments (0)
شطرنج!!!
... درست مثل شطرنج ! او مهره هايش را حركت مي دهد و ... ... و من با سربازهاي كوچكم از شاه بي دست و پايم دفاع مي كنم ! * شايد هم باخت را به تاخير ميندازم ... ** تمامي مهره هايم را باخته ام ، جز همين پياده هاي كوچك و شاه خوش خيالم ... *** هيچ وقت شطرنج باز خوبي نبوده ام ... اونی که خودشو دو روز پیش کشت... ... .. خدا کمکش کنه. !!! Permanent Link | Comments (0)
خوابم میاد!!!
ــ هی ، هوای دلت را داری؟ . .
یکی از بچه های قدیمی رو چند روزه میبینم ، امروز برگشت گفت تو چرا اینقدر گرفته ای، ناراحتی ؟ بهش گفتم خوابم میاد گفت یعنی همیشه خوابت میاد؟!؟ فقط لبخند زدم گاهی ـ فقط گاهی ـ هوس میکنم کسی هم من رو دوست داشته باشه. احساس اون غول چراغ جادويي رو دارم ؛ كه به خاطر وجود پري هاي مهربون نيروي مازاد شناخته شده ، چراغش مصادره شده و خودش رو هم از كار اخراج كردن !!! * هيچ كار ديگه اي هم به جز " غول چراغ | ||